سائل لواسانی

خاموش

Label 1Label 2
رفتم ز شراب عشق از هوشبا عالم عاشقان هم‌آغوش
دیدم که چو مستِ جام عشقماندوه زمانه شد فراموش
هر جا گل لاله بود و ریحانبر پرده‌ی روزگار منقوش
حاکم به زمین و آسمان‌هاآن قادر مطلق خطاپوش
نازک‌بدنی عسل‌زبانیگل از نوک پای تا بناگوش
آمد بنشست آن پری‌روبا ناز و کرشمه دوش‌بر‌دوش
آرام به عشوه شد خرامانبا سائل بینوا هم‌آغوش
جام دلم از حرارت جانافتاد در التهاب و در جوش
گفتم بده از شراب لعلتگفتا که از این پیاله کم نوش
گفتم تو که ای؟ بلای جانیخندید چنانکه گشت مدهوش
لب بر لب من نهاد آرامیعنی که دهان به بند خاموش