| دل از کف دادهام یا رب کجا پیدا کنم دل را | ندانم در زمین یا در هوا پیدا کنم دل را |
| یقین دارم که قطرهقطره از چشمم برون آمد | که خواهم در میان گریهها پیدا کنم دل را |
| ز خوان هفتم رویش گذشتم تا به امیدی | به کام دام آن زلف دوتا پیدا کنم دل را |
| به چنگش آورم آخر گمان دارم که میآید | به زنجیرش کشم آن دم که تا پیدا کنم دل را |
| به قصد جستجو امشب روم در عمق گیسویش | که در آن ظلمت بیانتها پیدا کنم دل را |
| منِ ساده به خود گفتم که دور از ما نمیگردد | مگر من در دهان اژدها پیدا کنم دل را |
| نگین گم شد ز انگشتر نمیدانم که دزدیدش | تو هم قدری کمک کن ای خدا پیدا کنم دل را |
| به دنبال صدف امشب به دریا میزنم سائل | که یا گم میشوم آنجا و یا پیدا کنم دل را |