سائل لواسانی

گردش تکراری

Label 1Label 2
قصه‌ی زندگی‌ام سوژه‌ی تکراری بودناله‌ی هرشبم آهنگ گرفتاری بود
خستگی‌های منِ غمزده بر دوش دلمبار سنگین غم خویشتن‌آزاری بود
گریه‌ی چشم من از سلسله‌ی درد نبودهمه از داغ مکافات گنهکاری بود
همه‌ی عمر به بیهودگی و خواب گذشتبا وجودی که مرا فرصت بیداری بود
چرخ عالم به مدار دل من هیچ نگشتکه در این دایره صد نقطه‌ی بیزاری بود
نشد آنگونه که داغ دلم آرام کندجوی آبی که ز چشمان ترم جاری بود
واژه‌هایم همه بی‌عشوه در آغوش غزلشب شعرم همه شب‌های عزاداری بود
می‌شمردم نفس ساعتِ غم را دیدمکار این عقربه هم گردش تکراری بود