سائل لواسانی، شاعری با عطر آشنایی
نویسنده: روحالله مهرپارسا
شاعر، جراح کلمات و بیان اکننده احساس است که با زبان عادی نمیتوان گفت و به قول صمیمانهی سائل: « قلم که در دست میگیرم، با نوشیدن زیادی شراب وزن و قافیه و ردیف، شعر نشخوار میکنم. مخالف شعرهای نیمایی نیستم، ولی سعی میکنم مضمونهای نو را در قالب عروضی به خورد ادب دوستان بدهم!
اما نوشتههایم که از زندگی مردم، به خصوص یک لاقباها جدا نیست و به اسم سبک تهرانی برای خودش جایی باز کرده، بیانگر احساسات پاک هر ایرانی است که با عشق با نان خالی از گلویشان پایین میرود و کوچه فقر را به خیابان درد ترجیح میدهند.
همچین که میافتم روی خشت، بهم میگویند «سیفالله». من خودم آن را برگرداندم به «سائل»؛ چون دیدم که خدا سیفالله زیاد دارد و چون عرضه ادای دین به طبیعت قشنگ لواسان را ندارم، فامیلیام به جای «مجرب» شد لواسانی که حالا سائل لواسانیام».
سائل در سال ۱۳۲۱ خورشیدی در تهران به دنیا آمد. پدرش با نام و نام خانوادگی «سیفالله مجرب» برای او شناسنامه گرفت و همانطور که خود بیان کرده، در عرصه شعر و شاعری، بیش از نیم قرن میکذرد که به «سائل لواسانی» متخلص شده است.
شعری که در حقیقت تلفیقی از هنر نقاشی، معماری و موسیقی است، در کارهای سائل با بهرهگیری از عناصر عاطفه و اندیشه در نهایت زیبایی کمال یافته است.
او بدون هر ادعایی با طبعی روان و ذوقی سرشاز، زیباییهای زندگی و رویدادهای اجتماعی را به خوبی احساس نموده و آن را در قالب غزل سرودههای خویش منعکس میسازد.
او متواضعانه با تک بیتی که بر روی جلد دیوانش نقش بسته، خود را این چنین معرفی کرده است:
چه دشمن مرا کم شمارد، چه دوست
که میلاد شاعر پس از مرگ اوست
«سائل لواسانی» برای مردم لواسان نامی آشناست، او را با اشعارش میشناسند. زیرا عمری است که با مجموعه اشعارش زندگی کرده. اشعاری که ستایش خوبیها، خلق زیباییها و افشای زشتیها را در خود جای داده است.
شعر که در حقیقت تلفیقی از هنر نقاشی، معماری و موسیقی است، در کارهای سائل با بهرهگیری از عناصر عاطفه و اندیشه در نهایت زیبایی کمال یافته است.
در مورخ اردیبهشت ۱۳۸۰ در ماهنامه «نامه لواسان» در ستونی تحت عنوان «آشنایی با شاعر لواسانی» این چنین آمده است: « سائل شاعر و ادب دوستی مردمی است. همراه مردم و در میان ایشان و درگیر با مسائل و روزمرگی آنها زندکی میکند و در غم و شادی اهالی لواسان شریک و همراه است.»
مجموعه شعر و داستان او نیز به گفته خودش برخاسته از زندگی مردمی است که با آنها زیسته و در شادی و اندوهشان حضور داشته است.
دومین دفتر شعر سائل در سال ۱۳۹۰ شمسی به دلیل استقبال شعر دوستان، دوبار چاپ شد. این ۷۵۴ صفحه شامل غزلیات، مثنوی، رباعیات، دوبیتیها و دوبیتیهای پیوسته است.
در پاسخ شاعری که از شعر او تجلیل کرده بود، با عنوان «سایه تنهایی»، طی ۱۶ سطر جوابیهای انشاء نمود که به سه بیت از آن توجه شود:
| از سر بندهنوازی است که لطفی دارند | ورنه یک شاعر معمولی بی مقدارم |
| در پناه گل آرامش یاران هستم | فارغ از سایه تنهایی هر دیوارم |
| نه فروشنده خود بر زر و سیم سائل | نه ثناگوی فرومایه هر دربارم |
هر شاعری که دست به آفرینش میزند، دست کم این رسالت را برای خودش قائل است که در تعالی هنر خویش تلاش نماید تا فرهنگ جامعه ارتقاء یابد.
شاعر سخنسنج، شاعری است که در رهگذر زندگی آنچه میبیند به تصویر بکشد. قبل از این که زندگی با مظاهر خوب و بدش در شعرش حضور محسوس یابد.
رسم است که شعرا شعر سنگ مزار خود را در زمان حیات میسرایند که به عنوان مثال شعر سنگ مزار پروین با این سطر شروع میشود:
این که خاک سیهش بالین است
اختر چرخ ادب پروین است
سائل هم برای سنگ مزارش رباعی ذیل را سروده است:
آزرده مشو اگر هلاکم کردند
با تیغ زمانه چا چاکم کردند
تا آن که شوم سبز و شکوفا گردم چون بذر مرا میان خاکم کردند
سائل لواسانی، بیش از نیم قرن است که مینویسد و میسراید و در انجمنهای ادبی تهران و شمیران چهرهای شناخته شذه است. او به غیر از دیوان گرانسنگش، دو کتاب با نامهای «عطر آشنایی» و «عشق و نون خالی» نیز در دسترس علاقهمندان قرار داده است.