سائل لواسانی

تابش مهر

Label 1Label 2
تو ای ذره پروَر، همان آفتابیکه بر تابش مهر خود در شتابی
بر امواج آرام دریای رحمتتو خالی ز خویشی، سبک چون حبابی
در آغوش گرمت من از بی پناهیگل سرخ خشکیده ی لای کتابی
طبیعت معطر شد از رنگ و بویتبه رخسار گل قطره قطره گلابی
به روی گل و خار خشک بیابانبه یکسان بتابی گل ماهتابی
به احساس سبز درختان شعرمز جوی کرامت روان همچو ابی
مزّین به نام تو شد دفتر منیقین، آبروی غزل های تابی
به گردن مرا بازوان وفایتمنِ پُر گنه، مانده در منجلابی
سفارش مرا از بزرگان چه حاجتدعای مرا خود به خود مستجابی
نبخشیدن ما ز دستت نیایدبزرگی، کریمی، به بخشش مجابی
خدایا تو خورشید جود و سخائیچو خواهی که بر ما نتابی، بتابی